کد خبر: ۹۱۸۳۹
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۳/۰۸
شیخ ابوالحسن بن محمد کاظم جاجرمی، عالم متبحر، ادیب و مصنّف زبردست قرن سیزدهم قمری و معاصر با فتحعلی شاه قاجار است.
ابوالحسن جاجرمی کیست؟

به گزارش پایگاه خبری جاجرم، شیخ ابوالحسن بن محمد کاظم جاجرمی، عالم متبحر، ادیب و مصنّف زبردست قرن سیزدهم قمری و معاصر با فتحعلی شاه قاجار است. وی در فقه، اصول، حدیث و تفسیر استاد بود. از جمله تصانیف او، کتاب رایات الجهاد فی اعلام العباد و اخلاق الاولیاء است که کتاب اخیر را به فارسی برای فرزند خود نصر اللّه در سال 1239 به نظم در آورده است. ینابیع الحکمه دیگر کتابی است که آن را در سال 1240 در اصفهان نگاشته است. همچنین برکات الخاتم و تحفه الأمیر نیز از جمله آثار اوست. وی در شعر نیز دستی داشته و متخلص به «أدا» است. همچنین رساله ای فارسی درباره جبر و اختیار به اسم محمد تقی میرزای قاجار نگاشته است. پرسش و پاسخی در عصمت و مسائل آن دارد که از فیلسوف مولی علی بن جمشید نوری پرسش کرده است. کتاب دیگر وی الهدایة الملکیه در علم درایه است که آن را برای دیگر فرزند خود محمد حسین نگاشته و فرزند دیگرش نصراللّه بر آن حاشیه زده است. پدر وی محمد کاظم بن محمد جاجرمی از علمای معروف و مؤلف منتخب نشآت یوسفی است که در سال 1177 می زیست.1

کتاب «رایات الجهاد فی اعلام العباد»

این کتاب مشتمل بر یک مقدمه و چهارده فصل و یک خاتمه است. مؤلف، تاریخ پایان کتاب را شانزدهم جمادی الاولی 1238 نوشته است. از مقدمه کتاب معلوم می شود این کتاب در دوره دوم جنگ های ایران و روس نگاشته شده است، چرا که جاجرمی در مقدمه، دلاوری های سربازان اسلام در جنگ ایران و روس را می ستاید و خطاب به فتحعلی شاه قاجار، از گماردن عباس میرزا برای مقابله با روس ها و در نهایت صلحی که انجام گرفته بود، تمجید می کند و سبب تألیف اثر خود را رساله ای در باب جهاد که مشتمل بر آیات و روایات باشد دانسته تا مسلمانان با بهره گیری از آن در برابر کفار ایستاده و بساط کفر از زمین بر چیدند. وی در وجه تسمیه رایات الجهاد فی اعلام العباد می نویسد:

چون دیدم که همت ها قاصرند و درد دین را کمتر کسی، کماینبغی، دارد و کفار، خرابی ها در دین احمد مختار صلی الله علیه و آله نموده اند و ظن نزدیک به یقین این است که اگر چه امروز که لله الحمد سلطان مسلمانان را اقتدار کامل حاصل است و کفار نابکار را یارای تجاوز از حد و حدود خود نیست و لکن منتظر امکان فرصتند و چون روباه در کمین می باشند که اگر رخنه پیدا کند، تعدی و تجاوز از حدود می نمایند و داعیه ایشان در اسلام عزیز خواهد شد و مردم را در خواب غفلت دیدم به حیثی که اصلاً مآل و بال این امر را ملاحظه نمی کنند و هر کس در فکر کار امروز خود می باشد و در فکر فردا نیست و در حقیقت دین، رو به مرحله وخامت است. پس هر حدیث و آیتی را عَلَم و رایتی قرار دادم تا غافلان را آگاهی واصل آید...2.

مؤلف در ادامه سخن خود به برخی اشکال تراشی های مخالفان جهاد اشاره می کند و ضمن رد دیدگاه های آنان، وجوب عینی جهاد را در دوران خود اثبات می کند. شیوه بحث ایشان در این رساله به این شکل است که در هر فصل پس از طرح موضوع و توضیح در مورد آن، با استفاده از آیات و روایات، نظر اجتهادی خویش را بیان می کند.

در فصل اول این اثر، بحثی درباره امر به معروف و نهی از منکر ارائه شده است که نویسنده، سبب آوردن آن را موعظه و آگاهانیدن مردم و ترغیب کردن ایشان به جهاد و دفاع در برابر کفار و نهی نمودن ایشان از تن پروری و ترک جهاد می داند. جاجرمی در این فصل در ذیل آیه 67 و 71 سوره توبه3 می نویسد:

حق تعالی علامت مؤمن و منافق را بیان فرموده به این که مؤمن کسی است که امر به معروف و کارهای نیکو و نهی از منکر کند و منافق را بیان فرموده به این که منافق کسی است که امر به منکر و کارهای زشت و نهی از معروف و کارهای نیکو نماید.4

ایشان در ادامه این بحث، تمییز اهل زمانه خویش را دو علامت فوق ذکر کرده، در ذیل آیه 22 سوره محمد 5 می افزاید:

باید به دیده عبرت و بصیرت در این آیه شریفه نگاه و تفکر کرد و ملاحظه نمود که خداوند یگانه چگونه مذمت و تهدید و لعن نموده است کسانی را که ریاست و حکومت و تسلط بر مردم دارند و در عوض این که باید به شکرانه نعمت سلطنت و حکومت و اقتدار، رعایت رسوم دین و اعانت مظلومین را نمایند، مرتکب مناهی و ملاهی می شوند و بدعت ها قرار می دهند برای اخذ مال مردم و فسادها در دین می کنند و رَحِم و خویشان را آزار می کنند و بسیاری از حکام و سلاطین سلف را طریقه همین بوده است.6

ابوالحسن جاجرمی در فصل دوم، ضمن اشاره اجمالی به معنای جهاد و دفاع، و این که دفاع بر چه کسانی و در چه شرایطی واجب است، به اقوال فقهای متأخر و متقدم اشاره می کند و به این نتیجه می رسد که بیشتر فقهای متأخر ایشان و فقهای عصر او، قائل به جهاد دفاعی هستند:

علامه قائل به وجوب جهاد دفاعی است و در صورتی که کفار داخل بلاد مسلمین شوند، حتی بر زنان و بندگان بدون اذن مولی، جهاد دفاعی را واجب می داند. شهید در روضه می گوید: در صورتی که کفار تسلط بر بلاد مسلمین پیدا کنند دفاع و جهاد بر همه واجب است. شیخ طوسی در کتاب مبسوط فرمود: در فرض هجوم کفار بر دیار مسلمین، بدون اذن امام بر مسلمانان واجب است دفع کردن کفار. شهید در دروس فرموده جهاد با کفار بدون اذن امام عادل یا نایب او جایز نیست و جایز نیست مسلمانان از روی اختیار به متابعت سلطان جبار هجوم بر سر کفار آورند، مگر این که خوف از ضایع شدن اصل اسلام یا قومی از مسلمین باشد که در این صورت واجب است جهاد و دفاع بر هر کس که بشنود که کفار هجوم آورده اند و متابعت غیرامام عادل نیز در این صورت به قصد دفع کفار جایز است. جاجرمی از علمای اهل سنت نیز اجماع نقل می کند که قائل به جهاد دفاعی هستند.7

نویسنده، فصل سوم را به بیان اوامری اختصاص داد که از خدا و رسول و ائمه اطهار علیهم السلام در خصوص جهاد وارد شده است. ایشان در ذیل آیه پانزدهم سوره حجرات8 می نویسد:

هر کس مضایقه از مال و جان در راه جهاد کند، ایمان او عاریه است و در حقیقت از مسلمین محسوب نخواهد بود، زیرا خدا فرقه اول را صادق نامیده است، پس فرقه دوم کاذب خواهند بود و هر کس که در ادعای ایمان کاذب باشد، معلوم است که از چه طایفه ای محسوب است.9

در ذیل آیه 120 توبه10 می نویسد: «تخلف از جهاد و تمرد از حکم خدا روا نیست و معصیتی است که بخشش ندارد، مگر با توبه».11

جاجرمی ثواب جهاد را زیاده از ثواب سایر عبادات می داند و استدلال می کند که به جهاد، جان مسلمانان از تعدی کفار محفوظ می ماند و سایر عبادات را این ثمرات نیست. ایشان جهاد کنندگان را در امداد دین و مسلمانان، به مثابه پیامبران می داند و رسیدن به قرب خداوند و تقوا و پرهیزگاری را منحصر به جهاد می داند.

جاجرمی فصل چهارم را به بیان فضیلت انفاق مال در راه خدا اختصاص داده و اعظم و اهم راه خدا را جهاد دانسته است. وی به کمک آیات و روایات استدلال می کند اگر مسلمانان مال های خویش را در راه دفع کفار صرف نکنند، شکر انجام نمی گیرد و دشمن دفع نمی گردد. ایشان از برخی آیات قرآن کریم استفاده می کند که خداوند صَرف کردن مال را پس از ایمان آوردن ذکر نموده تا به بندگان بفهماند که صرف کردن مال در راه خدا، در درجه ثانی و پس از ایمان قرار دارد. او اضافه می کند که مالکیت مطلق از آن خداست و خداوند نیز به هر که اراده کند، مال خود را حواله به او می کند.12

ابوالحسن جاجرمی در فصل پنجم در مذمت کسانی که از صَرف و انفاق مال خود در راه خدا بخل و مضایقه می ورزند، مطالبی آورده و به آیات و روایات بسیاری اشاره می کند که به توبیخ و تهدید افراد بخیل می پردازد.

ایشان در فصل ششم، در مذمت کسانی که خود را از جهاد و دفاع نمودن با کفار برکنار می دارند و مسامحه می نمایند، مطالبی آورده است و ضمن اشاره به آیات و روایاتی که در مذمت افراد مسامحه کار در جهاد آمده است، در پی آوردن حدیثی از کتاب شریف نهج البلاغه، معنای نفاق و منافق را بیان می کند.

در فصل هفتم، مؤلف به بیان وجوب آمادگی مسلمانان و تهیه اداوات جنگی می پردازد و این امر را موجب شوکت اسلام و ترس کفار از اسلام می داند.

فصل هشتم در مدح کسانی است که در میادین جنگ زخمی شدند و صبر و پایداری بر جراحات خود نموده اند. نویسنده با استفاده از آیات و روایات، ثواب و اجر دنیوی و اخروی مجروحان جنگی را بر می شمارد.

در فصل نهم نیز بر عدم جواز فرار از جنگ استدلال می کند و به این مطلب اشاره دارد که فرار از جنگ، باعث عقوبت دنیوی و اخروی خواهد بود.

جاجرمی در فصل دهم درباره عدم جواز رابطه و مودّت مسلمانان با کفار بحث می کند و با تمسک به آیات و روایات، ضرر و زیان دوستی با کفار را بر می شمارد و مسلمانان را از رابطه با کفار منع می کند.

فصل یازدهم نیز در عدم پای بندی کفار به عهد و پیمان است. مؤلف می گوید: عهد و پیمان آنان جز حیله و مکر نیست. از نمونه های آیات و روایاتی که مؤلف بدان استناد کرده است، استفاده می شود که مقصود وی از کفار، کفار حربی بوده و در دوره ایشان، در مورد روسیه مصداق پیدا می کند.

در فصل دوازدهم و سیزدهم، با توجه به این که نویسنده در فصول مختلف کتاب به آیات و روایات فراوان استناد کرده، مناسب دیده است این دو فصل را به آیاتی اختصاص دهد که در مدح کسانی که آیات خدا را گوش فرا می دهند و مطیع آن هستند و در ذم کسانی که از شنیدن قرآن و متابعت احکام آن کاهل هستند، است.

بالأخره در فصل چهاردهم، نویسنده آداب و رسوم لشکر کشی و تدبیر حالات مجاهدان و کیفیت جهادِ با کفار و تشخیص اوضاع را بررسی کرده و در آن ده تبصره آورده است که به اختصار برخی از آنها را توضیح می دهیم:

1. امور مربوط به امیر و سردار لشکر: مؤلف معتقد است سردار لشکر باید مردی کار آزموده و با تجربه باشد، زیرا کسی که اهل تجربه نیست، در تدبیرِ لشکر کشی، خَبط بسیار کند و سرانجام کار نیز به فساد می انجامد. وی ادامه می دهد اگر سالار جنگ از تواریخ و کیفیت حروب سلاطینِ سلف و امرای لشکر آنان اطلاع داشته باشد، نور علی نور است. علاوه بر تجربه، امیرلشکر باید دارای شجاعت و سیاست باشد و در امر معاش زندگی فردی فقیر و بی چیز نباشد، بلکه فردی سخی بوده و طماع، شارب خمر، عاصی و شهوت پرست نباشد. امیر می باید صاحب علاقه به زن و فرزندان و اقوام باشد، چرا که بدون علاقه باکی از مغلوب شدن ندارد. همچنین باید از امراض جسمی مبرّا باشد و خود به امور لشکر رسیدگی کند و با اهل لشکر نیز عداوت و کینه نداشته باشد. امیر باید دست کم دو نفر از معروفین را که لایق امر امیری لشکر هستند با خود داشته باشد تا در صورت موت، جانشین او شوند.

همچنین امیر باید اهل مشورت باشد و با افرادِ کاردان مشورت نماید و در حفظ لشکر خود کوشا بوده و سرکرده های سپاه خود را ضیافت کند، که این امر الفت را زیاد می نماید و نهایت این که امیر باید همواره به خدا توسل داشته و راهی با خدا داشته باشد.

2. در تدبیر رهبری لشکر و اتحاد و اتفاق آنها: مؤلف در این قسمت استدلال می کند فرقه هایی که برای مقابله با دشمن دور هم جمع می شوند، باید با یکدیگر، در رأی متفق باشند و عداوت در میان ایشان نباشد، زیرا در صورت سابقه عداوت، هیچ کدام راضی نیستند که گروه دیگری فاتح باشد و پیوسته در کار یکدیگر اخلال می نمایند و این به نفع دشمن است.

جاجرمی در بخش دیگری از این تبصره استدلال می کند که از کیش و مذهب خصم، نباید در لشکر باشد و در صورت لزوم باید مقدار آنها بسیار اندک باشد و معلوم باشد که با خصم نهایت عداوت را دارند.

3. در تدبیر جاسوسی و فرستادن جاسوس به سوی خصم: نویسنده استدلال می کند که فرستادن جاسوس به سوی دشمن، ثمرات بسیار دارد و مسلمانان را بر اوضاع و احوال لشکر دشمن آگاه می سازد. وی در این تبصره اشاره دارد که گرفتن جاسوس دشمن بسیار مفید است، چرا که با دستگیری و تطمیع او، می توان اطلاعات مفیدی را از دشمن به دست آورد.

4. در تدبیر کسانی که از سپاه دشمن به سوی لشکر اسلام می آیند: در این قسمت مؤلف به نحوه برخورد با فرستادگان دشمن برای مذاکره و انتقال پیام اشاره می کند.

5. چگونگی رفتار با سفیران و ایلچیان: این تبصره در نحوه برخورد و مراقبت از سفیران و آگاهی بر اهداف آنان است. گفتنی است که در لابه لای این نصایح، مؤلف به نکات بسیار دقیقی در زمینه دیپلماسی و اصول آن در اسلام، اشاره می کند.

6. در تدبیر و تمهید و قتال و کارزار با کفار و چگونگی آرایش جنگی.

7. در مصلحت بردن زنان برای جهاد: جاجرمی روایتی از کافی نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جنگ ها زنان را به همراه خود می برد. وی در ذیل این روایت فواید این امر را بیان می کند.

8. در کیفیت کشتن کفار: در این تبصره، جاجرمی در مورد کشتن کفار، اسیر کردن و مکان کشتن آنان مطالبی را بیان کرده است.

9. در تمییز کشتگان مسلمان از کشتگان کفار.

10. در کیفیت غسل و کفن و دفن شهید.

سرانجام، خاتمه کتاب در بیان دعاهایی است که مجاهدان در سفر جهاد هنگام کارزار می خوانند تا خداوند، فتح را روزی آنان سازد. همچنین دعاهایی که اسیران جنگی و کسانی که در جهاد حضور ندارند می خوانند، تا خداوند بر آنها رحم کرده، دین را از شر کفار محفوظ بدارد.

 

رجبعلی اسفندیار

پی نوشت ها

1. ر.ک: آغابزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج10، ص 36؛ همو، الذریعه، ج10، ص 95 و ج25، ص 213 و ج20، ص 76؛ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج2، ص 331.

2. ابوالحسن جاجرمی، رایات الجهاد فی اعلام العباد (قم: کتابخانه آیة اللّه مرعشی، میکروفیلم، شماره مسلسل 1480) ص 2 3.

3. «المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض یأمرون بالمنکر و ینهون عن المعروف».

«المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر...».

4. ابوالحسن جاجرمی، پیشین، ص 7.

5. «فهل عسیتم إن تولیتم أن تفسدوا فی الأرض و تقطعوا أرحامکم».

6. ابوالحسن جاجرمی، پیشین، ص 10.

7. همان.

8. «إنما المؤمنون الذین أمنوا باللّه و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهم فی سبیل اللّه اولئک هم الصادقون».

9. ابوالحسن جاجرمی، پیشین، 25.

10. «ما کان لأهل المدینة و مَن حولهم من الأعراب أن یتخلفوا عن رسول اللّه ...».

11. ابوالحسن جاجرمی، پیشین، ص 27.

12. همان، ص 53.

 

 




نظر شما



نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*:  
 
آخرین خبرها